تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
184
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
از عالم بيش از « ذاتٌ ثبت له العلم » نمىفهميد و اين معنى مستلزم تركيب در ذات بوده و تركيب مستلزم امكان مىباشد . پس حضرت چارهاى جز اينكه در اين مقام بفرمايد : « أنّه قادر ؛ أي ليس بعاجز » « 1 » نداشت . حاصل كلام اين شد كه : خداوند داراى دو علم است ، علم اجمالى در مرتبهء ذات كه متحد با ذات است و علم فعلى اشراقى كه عبارت از نظام وجود است كه عين علم و عين اراده است . و ائمهء هدى عليهم السلام فرمودهاند : « الحمد للّه الذي خلق الأشياء بلا همّة » « 2 » كه مانند انسانها نيست كه در فعل خارجى اراده نموده و همت و هجوم عضلانى كرده و فعلى به عمل مىآورند . تقريب عرفانى برهان صادر اول در كلام فلاسفه و عرفا اگر مطلب بنا بر عقيدهء عرفانى تقريب شود ، شايد بهتر معلوم گردد . بين فلاسفه و عرفا خلاف است در اينكه فلاسفه صادر اول را داراى ماهيت و محدوديت دانسته و غير حق را صاحب حد مىدانند « 3 » و ليكن عرفا قائل شدهاند به اينكه وجود بما انّه وجود ، غير محدود و صرف الوجود است و صدور وجودى محدود و صاحب ماهيت از او محال است . فلاسفه مىگويند : از مبدأ اعلى و وجود صرف بما انّه وجود ، عقل اول به نحو اطلاق و عدم تحدّد صادر نگرديده است و صادر اول به صرافت و بساطت
--> ( 1 ) - توحيد صدوق ، ص 188 ، حديث 2 و ص 193 ، حديث 7 . ( 2 ) - اين عبارت را بدين گونه نيافتيم ، رجوع كنيد به : اصول كافى ، ج 1 ، ص 138 ، حديث 4 ؛ نهج البلاغه ، ص 258 ، خطبهء 179 . ( 3 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش الهيات ، ص 531 ؛ حكمة الاشراق ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 2 ، ص 126 - 129 .